فيزيولوژي كشتي (Wrestling):

نيازهاي بدني :

كشتي يك ورزش بسيار شديد است كه در آن ورزشكار مي‌كوشد برتري خود را به رخ حريف بكشد. اين ورزش بدون هرگونه وسيله‌اي (مثل توپ) انجام مي‌شود و حريفان بايد از نظر وزن با هم همتا باشند. سبك‌هاي مختلفي از كشتي‌ گرفتن در دنيا وجود دارد كه با فرهنگ بومي منطقه خود منحصر بفرد است. هر چند، روي هم رفته به خاطر زمان كوتاه مسابقه و به دلايل ديگري كه در ادامه خواهد آمد، توان يك عنصر حساس در موقعيت ورزشكار در تمام سبك‌هاي اين رشته ورزشي مي‌باشد.

صحنه مسابقه :

تشك كشتي  

از آنجايي كه كشتي يك ورزش بسيار پربرخورد است، مهمترين ابزار براي پيش‌گيري از آسيب‌ديدگي، تشك است. ضخامت تشك كشتي معمولاً 10 سانتي‌متر است. در مسابقات بين‌المللي سطح تشك كشتي آزاد و فرنگي داراي يك دايره به قطر 9 متر است كه منطقه فعال كشتي است و يك دايره خارجي به عرض يك متر آن را احاطه كرده كه به آن زون مي‌گويند. بخش زون در واقع يك اعلام هشدار به كشتي‌گيران است كه مراقب خروج از منطقه فعال و نهايتاً آسيب‌ديدگي باشند. وراي منطقه زون، قسمت خارج از منطقه زون است كه صرفاً از كشتي‌گيران به هنگام خروج شديد از منطقه فعال به دليل پرتاب شديد حاصل از اندازه حركت، حفاظت مي‌كند. اگر چه طبق قوانين، خروج از منطقه فعال منجر به كسب امتياز توسط حريف مي‌شود، ولي ادامه كشتي توسط داور متوقف مي‌گردد. اندازه آن بخشي از تشك كه به منطقه كشتي معروف است، 76 متر‌مربع مي‌باشد.

مدت مسابقه

مدت مسابقه كشتي نسبتاً كوتاه و شدت آن بسيار بالا است. تمايل عمومي در سال‌هاي اخير بر كاهش مدت مسابقه متمركز بوده است. در گذشته زمان مسابقه 5 دقيقه بود كه به صورت پيوسته و بدون استراحت برگزار مي‌شد(المپيك سئول 1986). توقف فقط زماني ميسر بود كه آسيب‌ديدگي مشاهده شود يا بخاطر خروج از تشك يا وضعيتي كه يك كشتي‌گير بخاطر عدم فعاليت اخطار دريافت مي‌كرد. در سال‌هاي 1950، زمان كشتي 15 دقيقه و در دهه 1970،         9 دقيقه بود. پس از تغييرات مكرر، اكنون كشتي در 3 وقت 2 دقيقه‌اي برگزار مي‌شود كه اجراي وقت سوم منوط به تساوي نتيجه بدست‌آمده در دو وقت اول مي‌باشد.

دستجات وزني و وزن‌كشي

كشتي‌ نيز هم‌چون بعضي از رشته‌هاي ورزشي ديگر، در دسته‌هاي وزني برگزار مي‌شود بطوري كه توان و قدرت به طور منصفانه هم‌سطح شده و عامل اصلي موفقيت حول مهارت و ساير عوامل متمركز مي‌باشد. علاوه بر اين همتا‌سازي رقبا باعث مي‌شود كه در شرايط مساوي بودن وزن، احتمال آسيب‌ديدگي كاهش يابد. براي اطمينان از هم‌ وزن بودن رقبا، وزن‌كشي روز قبل از مسابقه انجام مي‌شود در اين هنگام هر يك از كشتي‌گيران بايد دقيقاً در وزن دسته خود يا كمتر از آن باشند تا براي شركت در مسابقه واجد شرايط شناخته شوند.

در مسابقات بين‌المللي وزن‌كشي از بعدازظهر تا عصر روز قبل از مسابقه انجام مي‌شود و حدود 20 ساعت قبل از شروع مسابقه از وزن‌كشي مي‌گذرد. اين دوره بازيافت، كه كاربرد‌هاي مهمي در جهت آمادگي تغذيه‌اي ورزشكار دارد، در گذشته 3 ساعت قبل از شروع مسابقه بود.

دستجات وزني ‌كشتي در گذشته تغييراتي را متحمل شده است. در سال 1997 دستجات وزني در مسابقات بين‌المللي از 10 وزن به 8 وزن كاهش يافت و وزن‌هاي سبك 48 و 52 كيلو‌گرم حذف شدند. اكنون وزن‌هاي كشتي در مسابقات بين‌المللي به 7 وزن كاهش يافته و از 55، 60، 66، 74، 84، 96، 120 كيلوگرم تشكيل شده است. در مسابقات جوانان و نوجوانان به دليل ملاحظات رشد و تكامل آنان 1 تا 2 كيلوگرم ارفاق وزن نيز پيش‌بيني مي‌گردد.

تجهيزات 

از آنجايي كه مسابقه بر پايه برخورد مستقيم رقبا انجام مي‌شود، لازم است تجهيزات خاصي استفاده شود.كشتي‌گيران بايد كفش‌هاي ساق‌دار به پا‌ كنند تا در مسابقه به بهانه خارج شدن كفش از پا به استراحت و وقت تلف‌كني نپردازند. همچنين پوشيدن دو‌بنده براي آنان اختياري است. در مسابقات رسمي يكي از كشتي‌گيران دو‌بنده آبي و ديگري به رنگ قرمز مي‌پوشد. اين كار براي امتياز‌دادن در حين مسايقه لازم است. داوراني كه داراي زبان مشترك نيستند ، يك مچ‌بند قرمز و يك مچ‌بند آبي بر دو دست خود مي‌بندند و به هنگام داوري براي دادن امتياز مچ‌بند هم‌رنگ با    دو‌بنده كشتي‌گير مورد نظر را نشان داده و با انگشتان آن دست امتيازات وي را اعلام مي‌كنند.

معمولاً يك داور بر ‌روي تشك حاضر مي‌شود تا جريان ‌كشتي را تسهيل كرده، از آسيب‌ديدگي جلوگيري‌ كند و مانع از اعمال غير‌قانوني شود، ضمناً امتيازات كسب شده توسط ‌كشتي‌گيران را اعلام نمايد. در مسابقات بين‌المللي سه داور حضور دارند؛ داور‌، قاضي ‌تشك و سر‌داور. قبل از دادن هر امتيازي بايد دو تا از سه داور با آن موافق باشند.

نيازهاي فيزيولوژيك

كشتي ‌از ‌جمله ورزش‌هايي ‌است‌ كه به هر ‌دو سيستم انرژي‌زايي ‌هوازي و بي‌هوازي وابسته است. تفوق دستگاه‌هاي ‌فيزيو‌لوژيك پيچيده است زيرا يك مسابقه ممكن است به‌ كوتاهي‌10 ‌ثانيه يا به درازي 9 ‌دقيقه(‌با احتساب زمان‌هاي تلف‌شده‌) طول بكشد. ميانگين هزينه انرژي كشتي ‌54 تا 59 كيلو‌ژول در ‌دقيقه(13 تا 14‌ كيلو‌كالري در‌دقيقه) برآورد شده ‌است كه اين مقدار،‌ كشتي را در زمره بالاترين نرخ ‌هزينه در ميان ساير رشته‌ها بشمار مي‌آورد. اخيراً در بررسي هزينه ‌انرژي‌كشتي نرخ 560 كيلو‌كالري در ساعت در‌جلسه ‌تمريني‌ كشتي گزارش شد. با توجه به اينكه در خلال ‌جلسات تمريني دوره‌هاي استراحت وجود دارد و تلاش‌ها با شدت‌كم ‌تا ‌متوسط انجام مي‌شود، تخمين هزينه انرژي يك‌جلسه تمريني‌2ساعته با برآوردهاي بدست‌آمده از شرايط مسابقه هم‌خواني ندارد. در چنين شدت‌هايي‌كه شايد ‌حدود ‌9 دقيقه به طول بيانجامد، ظرفيت‌هاي فيزيولوژيك كاملاً متكامل در هر دو سطح محيطي و مركزي اهميت مي‌يابند.

آمادگي محيطي

ماده اصلي مورد استفاده در تأمين انرژي كشتي، ظاهراً مخلوطي از چربي و كربوهيدرات است. به طوري كه هر چه شدت فعاليت بيشتر مي‌شود كربوهيدرات اهميت حياتي‌تري پيدا مي‌كند. براي مثال در 6 دقيقه مسابقه كشتي در المپيك، سطح گليكوژن عضله پهن‌جانبي حدود 5/21 درصد كاهش يافت. اين كاهش در همه انواع تارهاي عضله اتفاق افتاد؛ در نتيجه مي‌توان گفت كه كشتي هر دو نوع تار كند‌تنش(اكسايشي) و تند‌تنش(گليكوليتيك) را بكار مي‌گيرد. در نگاه نخست به نظر مي‌رسد كه اين يافته‌ها با اطلاعات جديد كه نشان‌دهنده عدم تغيير در گليكوژن عضله كشتي‌گيران كه شركت‌كننده در چهار مسابقه در خلال يك تورنمنت بودند، مغايرت دارد. البته مطالعات اخير كربوهيدرات مصرف‌شده بين مسابقات را به حساب نياوردند؛ بنابراين گليكوژن عضله در خلال دوره بازيافت بين مسابقات مي‌تواند دوباره‌سازي شده باشد كه نشان مي‌دهد       (به اشتباه) گليكوژن يك منبع مهم سوخت نبوده است. سطح بالاي لاكتات كشتي‌گيران كه در دامنه 14- 9 ميلي‌مول بر ليتر، در خون استخراج شده از ورزشكاران 4 دقيقه پس از مسابقه مشاهده شد نشان مي‌دهد كه كربوهيدرات، چه به صورت گليكوژن عضله يا گلوكز خون، يك ماده با اهميت به شمار مي‌آيد. به همين ترتيب سطح لاكتات خون در مطالعات ديگر، حدود 10 برابر افزايش نشان داده و 4/1 ± 5/10 ميلي‌مول بر ليتر گزارش شد، همچنين ميانگين سطح PH خون 06/7 بود.

محدود بودن ظرفيت هوازي عضلات اسكلتي كشتي‌گيران كه بر اساس فعاليت آنزيم سوكسينات‌دهيدروژناز[1] كشتي‌گيران نخبه در سطح بين‌المللي نشان داده شد، شايد به دليل مشاركت بيشتر متابوليسم بي‌هوازي و تحمل در برابر تجمع لاكتات در خلال مسابقه كشتي باشد. در تقويت اين نظريه، يعني اهميت ظرفيت بالاي متابوليسم بي‌هوازي در كشتي، فعاليت آنزيم گليكوليتيك فسفو‌فروكتوكيناز[2](PFK) در كشتي‌گيران به طور ميانگين 5/34 ميلي‌مول بر گرم در دقيقه گزارش شد. اين مقدار در مقايسه با وزنه‌برداران(7/24)، دوچرخه‌سواران(9/23) و بازيكنان هاكي(حدود 5/25)  ميلي‌مول بر كيلوگرم در دقيقه، نسبتاً بالاست. با وجود اين، سطح لاكتات در پايان مسابقه افزايش فوق‌العاده‌اي نشان نمي‌دهد. مقدار ميانگين 5/10 ميلي‌مول بر ليتر و 6/11 ميلي‌مول بر ليتر پس از 6 دقيقه(2 نوبت 3 دقيقه‌اي به همراه يك دقيقه استراحت بين آنها) مسابقه كشتي آزاد در شرايط آزمايشي و 5 دقيقه مسابقه پيوسته بدون استراحت در مسابقات كشتي آزاد اروپا گزارش شده است.

يكي از عرصه‌هايي كه پژوهش‌هاي آينده بايد روي آن متمركز شوند، مشاركت ظرفيت تامپوني در تأخير‌ انداختن خستگي كشتي‌گيران مي‌باشد. تجمع يون‌هاي هيدروژن(+H) حاصل از توليد لاكتات، به لحاظ فيزيولوژيك، در ورزش‌هاي پيوسته و تناوبي با شدت بالا، نظير حركات موجود در مسابقه كشتي، يك عامل محدود‌كننده قابل توجه مي‌باشد. در نتيجه افزايش يون هيدروژن وكاهش PH عضله، هر دوي متابوليسم انرژي و فرايند انقباضي، مختل مي‌شوند. مطالعات پژوهشي روي ظرفيت تامپوني كشتي‌گيران انجام نشده و تاكنون تنها يك كار تحقيقاتي به اجرا درآمده كه در آن مشخص شد كشتي‌گيران نخبه المپيكي، ارزش‌هاي تهويه دقيقه‌اي بيشينه پايين‌تري نسبت به ارزش‌هاي اوج VO2 و سطح لاكتات داشتند. مطالعه ياد‌شده نشان داد كه كشتي‌گيران المپيكي در پي سال‌ها محدود‌كردن تنفس به خاطر اجراي انقباضات ايزومتريك يا محدوديت‌هاي بدني تحميل‌شده بر آن‌ها از طرف حريف مقابل،‌ احتمالاً در خلال ورزش بيشينه دچار كم‌تهويه‌اي مي‌شوند. اين نظريه كه كشتي‌گيران موفق احتمالاً تحمل تجمع اسيد لاكتيك بيشتري در مقايسه با كشتي‌گيران ديگر دارند، از طريق مشاهده آن دسته از كشتي‌گيراني كه در كسب مقام المپيك موفق شدند و داراي استقامت پوياي بيشتري بودند(اجراي پرس سينه با وزنه آزاد 7/22 كيلوگرمي به تعداد حداكثر) تقويت شد. بنابراين لازم است مطالعات پژوهشي ظرفيت تامپوني عضلات كشتي‌گيران را قبل و پس از چند هفته تمرينات اختصاصي كشتي بررسي كنند. علاوه بر اين، كاربرد معيارهاي غيرمستقيم ظرفيت تامپوني بي‌كربنات خون، براي تعيين ميزان مشاركت آمادگي محيطي و مركزي در سازگاري‌هاي تمريني كشتي‌گيران، مي‌تواند ارزشمند باشد.

آمادگي مركزي

     شاخصي كه معمولاً براي آمادگي مركزي ورزشكاران بكار مي‌رود اوج مصرف اكسيژن(VO2) مي‌باشد. اكثر مطالعات پيرامون اوج مصرف اكسيژن از طريق دويدن روي نوارگردان، بين سال‌هاي آخر دهه 1960 و اواسط 1980 دركشتي‌گيران اجرا شدند. اطلاعات بدست آمده از اين مطالعات اوج اكسيژن مصرفي كشتي‌گيران المپيكي را بين 62-50 ميلي‌ليتر بر كيلوگرم در دقيقه بدست آوردند.

متخصصين و دانشمنداني كه احتمالاً از اين اطلاعات استفاده مي‌كنند به دو دليل بايد مراقب باشند: نخست آنكه، از زمان اجراي اين مطالعات تاكنون قانون كشتي متحمل تغييراتي در زمان اجرا شده است كه مدت مسابقات كوتاه‌تر شده و مانور‌هاي تواني(انفجاري) براي كسب امتياز اهميت حياتي پيدا كرده است. بنابراين در راستاي هماهنگي با تغيير قانون برنامه‌ آماده‌سازي براي شركت در مسابقات و يا انتخاب نوع ورزشكار در رشته ورزشي نيز تغيير يافته است. ثانياً بر اساس اصل ويژگي تمرينات، دويدن روي نوارگردان نمي‌تواند بين كشتي‌گيران موفق و ناموفق تمايز قائل شود، چنانكه مطالعات گوناگوني بر اين امر صحه گذاشتند. در عوض، اندازه‌هاي اوج VO2 در بخش‌هاي خاصي از بدن مي‌تواند مفيدتر باشد. استفاده از ارگومتر، بخصوص نوع دستي آن، حركاتي را شبيه‌سازي مي‌كند كه با حركات كشتي نزديك‌تر است و كوشش‌هاي بخش اختصاصي بدن را كه در كشتي غالباً و به طور مكرر بكار گرفته مي‌شود مجزا مي‌كند، و شاخصي براي اجراي بدني (ميزان كار يا توان) به هنگام نيل به اندازه فيزيولوژيك(اوج VO2) فراهم مي‌نمايد.

علاوه بر اوج VO2، ويژگي‌هاي اختصاصي ميوكارد نيز يك عامل مهم و تعيين‌كننده جهت شركت در ورزش‌ها مي‌باشد. محققين فراواني گزارش كرده‌اند كه جرم ديواره و سپتوم بطن چپ كشتي‌گيران در مقايسه با غيرورزشكاران يا ورزشكاران استقامتي بيشتر مي‌باشد. كشتي‌گيران داراي حجم‌هاي پايان دياستولي بطن چپ كمتر از استقامتي‌كاران و مشابه با غيرورزشكاران هستند. نتيجه‌اي كه مي‌توان از اين پژوهش‌ها گرفت آن است كه جرم بطن چپ بزرگتر، يك پيش‌نياز براي اين رشته ورزشي مي‌باشد. اگرچه اخيراً برخي از پژوهش‌گران نشان دادند كه هيپرتروفي ناشي از تمرينات، احتمالاً نوعي سازش با افزايش پس‌بار اعمال‌شده روي قلب ورزشكاران در خلال تمرينات اختصاصي كشتي مي‌باشد، كه اين نوع سازش قبلاً به صورت فرضيه مطرح شده بود. جالب آنكه، كاهش وزن كشتي‌گيران اين سازگاري را مختل نمي‌كند؛ از اين رو، به نظر مي‌رسد محرك تمريني به قدر كفايت بزرگ مي‌باشد و كمبود‌هاي غذايي ناشي از محدوديت برنامه غذايي كه با هدف كاهش وزن و سر وزن رسيدن اعمال مي‌شود نمي‌تواند آن را تحت تأثير قرار دهد. از منظر فيزيولوژيك، اين سازگاري مي‌تواند سيماي ضروري براي فراهم‌كردن امكان تداوم جريان خون به عضلات، با وجود مقاومت عروقي بر سر راه آن باشد كه توسط انقباضات بيشينه ايزومتريك در جريان تمرينات يا مسابقات كشتي ايجاد مي‌شود.

كشتي‌گير

    توانايي غلبه بر حريف به لحاظ بدني، جهت موفقيت در كشتي حياتي است. اين هدف از چند طريق مي تواند كسب شود: (1) از طريق رسيدن به توان يا قدرت مطلق بيشتر نسبت به حريف؛ (2) بوسيله كسب توان يا قدرت نسبي از طريق انتخاب يك دسته وزني خاص؛ (3) بوسيله استقامت بيشتر، كه توسط آن كشتي‌گير بتواند در مقابل توان حريف ايستادگي نمايد؛ و (4) از طريق توسعه مهارت‌هاي تكنيكي برتر كه به كشتي‌‌گير اجازه دهد در مقابل حريف قوي‌تر مانور نمايد يا آن‌كه مزيت اهرمي خود را به حداكثر برساند. روشن است كه تركيب همه اين عوامل، يك رهيافت مطلوب براي به حداكثر رساندن شانس موفقيت يك نفر در كشتي خواهد بود. تا اين زمان هنوز تحقيقي انجام نشده است كه همه شيوه‌ها را در يك زمان بررسي نمايد.

توان و قدرت   

           در بررسي اين بخش از ملاحظات، اطلاعات بدست‌آمده از كشتي‌گيران نخبه‌ و کشتی گیران سطوح پايين با هم مقايسه خواهند شد. اكثر پژوهش‌ها نشان مي‌دهندكه كسب قدرت بيشتر يك مزيت در كشتي بشمار مي‌آيد. در مطالعه‌اي مشخص شد‌ كه در كشتي‌گيران زُبده، تركيب اندازه‌هاي قدرت ايزوكينتيك، كشتي‌گيران موفق را از ساير كشتي‌گيران متمايز مي كند. اين پديده بخصوص در رابطه با بالا‌تنه بيشتر صدق مي‌كند. اگر‌چه قدرت ايزومتريك نمي‌تواند در تمايز بين كشتي‌گيران موفق‌ و ناموفق نقشي ايفا كند اما يك ويژگي مهم به ‌حساب مي‌آيد كه براي شركت در اين ورزش حياتي است.

به نظر مي‌رسد توان بي‌هوازي داراي ارزش حياتي براي موفقيت در اين ورزش است. در سطح نو‌جوانان و جوانان، اوج توان بي‌هوازي و ميانگين توان (ظرفيت بي‌هوازي) در هر دوي بالا‌تنه و پايين‌تنه كشتي‌گيران نخبه، كه با استفاده از آزمون وينگيت اندازه‌گيري شد حدود 13% از همتايان ديگر آنها بيشتر بود. اختلاف موجود شايد به‌خاطر تفاوت در مقدار نسبي عضلات يا اختلاف در فراخوان دستگاه عصبي عضلاني باشد، زيرا سن، وزن‌بدن و تجربه تمرينات كشتي در بين دو گروه مشابه بود. هنوز معلوم نشده است كه آيا توان بي‌هوازي مي‌تواند كشتي‌گيران موفق را از سايرين در سطح بين‌المللي متمايز كند يا نه.      

توان و قدرت نسبت به دسته وزن              

كشتي‌گيران مي‌توانند قدرت نسبي خود را به دو طريق افزايش دهند: از طريق تمرينات؛ كه مي‌تواند قدرت مطلق آنها را افزايش دهد؛ و از طريق تغيير دسته‌وزن كه معمولاً از طريق كاهش ‌وزن براي رقابت در دسته پايين‌تر كسب مي‌شود. در اين بخش ما روي اين روش اخير بحث مي‌كنيم زيرا هنوز در رابطه با اين كه كشتي گرفتن در دسته پايين‌تر مي‌تواند قدرت نسبي را افزايش دهد ترديد وجود دارد.

در بين مطالعات پژوهشي كه اجراي بدني كشتي‌گيران را تحت بررسي قرار‌داده‌اند، تنها تعداد اندكي نشان داده‌اند كه پس از كاهش سريع وزن، اجراي شديد  (براي مثال توان بي‌هوازي يا قدرت) در كوتاه‌مدت (كمتر از 30 ثانيه) تغيير مي‌كند. اين يافته‌ها از مطالعه بر روي كشتي‌گيراني بدست‌ آمد كه به كاهش وزن عادت داشتند و به لحاظ روان‌شناختي براي اجرا در سطح بيشينه آمادگي داشتند. توضيح فيزيولوژيك براي فقدان نزول در عملكرد پس از كاهش وزن شامل: استقلال خود بخودی عضلات در خلال تلاش‌هاي بيشينه كوتاه‌مدت؛ و استقلال و عدم  وابستگي موقتي از مواد مغذي جريان خون نظير گلو‌كز و يا اكسيژن مي‌باشد. در يك اجراي منفرد كوتاه، به‌نظر مي­رسد مقدار ذخاير ATP و CP در حد عادي موجود باشد حتي وقتي كه گليكوژن نخواهد كرد. هم‌چنين به نظر مي‌رسد كه در شرايط بي‌آبي، واحد حركتي هنگامي كه فراخوان شود در حد قابل توجهي تخليه‌ شده‌ باشد، و با وجود مقداري ميوگلوبين، نبود اكسيژن محدوديت ايجاد هنوز مي‌تواند شليك كند، ولو اين‌كه الكتروليت‌ها از دست رفته باشند. حفظ خاصيت تحريك‌پذيري عضلات، با وجود عدم‌تعادل بين مواد معدني و آب، در وضعيت كم‌ آبي بدن، مورد تاييد قرار گرفته است. به دليل فقدان ظاهري نزول و افت اجراي كوتاه‌مدت و بسيار شديد پس از كاهش وزن، به لحاظ نظري كاهش وزن مي‌تواند موجب بهبود عملكرد نسبت به دسته‌ وزن شود. اگر‌چه، اخيراً تنها يك مطالعه پژوهشي نشان داد كه توان فرد نسبت به كاهش وزن بدن افزايش داشت، اما هيچ داده‌اي كه نشان دهد كشتي‌گير پس از كاهش وزن و كشتي‌گرفتن در دسته پايين‌تر در خلال مسابقه، بهبود نسبي يافته باشد وجود ندارد. مرز بين وزن بدن و دسته وزن ظاهراً بسيار باريك است، اما اجراي پرتوان نسبت به دسته وزن بايد محور تحقيقات آتي در اين حوزه باشد.

بررسي‌هاي جديدي تلاش كرده‌‍‌اند تا مشخص كنند آيا بين تغييرات وزن و موفقيت روي تشك ارتباطي وجود دارد. چنين ارتباطي مي‌تواند از اين ادعا حمایت کند كه كاهش وزن مي‌تواند قدرت و توان را نسبت به دسته وزني كه كشتي‌گير مي‌خواهد در آن دسته مسابقه دهد، بهبود ‌بخشد. در اين مطالعات، تجربه افزايش وزن پس از وزن كشي و در فاصله تا قبل از شروع مسابقه، براي جبران وزن از دست‌رفته و بازگشت به وزن قبلي ولي رقابت در دسته وزني پايين‌تر، بررسي شد. هيچ ارتباطي در مورد احتمال  شكست حريف مقابل يا كسب مقام‌هاي ملي و بين‌المللي، با افزايش وزن يا سنگين‌‌تر شدن از حريف در زمان مسابقه، مشاهده نشد. درجه بالاي شيوع افزايش وزن در ميان همه كشتي‌گيران، احتمالاً هر‌گونه منفعت موجه‌ نماي حاصل از اين تجربه را مورد ترديد قرار مي‌دهد. سؤالي كه همچنان باقي مي‌ماند اين است كه آيا چنانچه كشتي‌گيري وزن بدن خود را براي شركت در يك دسته پايين‌تر كاهش ندهد داراي عدم مزيت نسبت به دسته وزني خود خواهد بود؟

استقامت

       توانايي كشتي‌گير براي حفظ و تداوم عملكرد پر‌توان در تمام طول يك جلسه تمرين يا در همه مسابقاتي كه در يك تورنمنت يك تا 2 روزه انجام مي‌شود بستگي به استقامت وي دارد. كشتي‌گيري كه ظرفيت هوازي بالايي دارد در مقايسه با كشتي‌گير پر‌تواني كه داراي استقامت كمتري است، مي‌‍‌تواند موفق‌تر باشد. سبك يا اجراي تكنيكي و راهبرد‌هاي مورد استفاده بوسيله كشتي‌گير استقامتي با كشتي‌گير پر‌توان‌تر متفاوت است. مثالي كه براي اين ادعا مي‌توان طرح كرد، نتايجي است كه در مسابقات دهه 1970 و 1980 روي داد و طي آنها كشتي‌گيران كشور‌هاي غربي با داشتن حداكثر اكسيژن مصرفي بالا(60 ميلي‌ليتر در كيلو‌گرم در دقيقه)، در رقابت‌هاي بين‌المللي با تكيه بر استقامت خود مسابقه را در وقت سوم به سود خود پايان مي‌بردند.

در شرايطي كه كشتي‌گير در زمان بيش از30 ثانيه بطور پيوسته يا بطور مكرر و نزديك به سطح حداكثر به فعاليت مي‌پردازد يا با شدت زير‌بيشينه ولي طول مدت‌ زياد كار مي‌كند، ظرفيت استقامت وي پس از كاهش وزن بدن افت مي‌كند. كاهش جريان خون عضلات در شرايط كم‌آبي بدن، منجر به كند‌شدن تبادلات غذايي، دفع مواد زائد و دفع گرماي عضلات در خلال دوره استراحت بين انقباضات و در نتيجه اختلال در توانايي عضلات براي باز‌يافت مي‌گردد.

همچنين پس از كاهش وزن بدن به ميزان 6 تا 8 درصد از وزن بدن، گليكوژن عضلات تا 50% مي‌تواند کاهش يابد كه اين مي‌تواند اجراي فعاليت‌هاي كشتي‌گير را تحت تأثير قرار دهد. ظاهراً كاهش گليكوژن هم در تارهاي عضلات بالاتنه و هم پايين‌تنه روي مي‌دهد. كاهش سريع وزن ظرفيت تامپوني عضلات و خون را نيز مي‌تواند مختل كند. در تحقيقات انجام‌شده، دفع قليايي خون در زمان استراحت، پس از كاهش وزن در مقايسه با قبل از آن، به طور قابل توجهي كمتر بود؛ كاهش ظرفيت تامپوني بستگي به نوع برنامه غذايي مورد استفاده در خلال كاهش وزن داشت، و برنامه غذايي پركربوهيدرات موجب پيشگيري از افزايش حالت قليايي خون شد. البته تنها تحقيق ديگري كه روي ظرفيت تامپوني خون كشتي‌گيران اجرا شد، اين نزول پس از كاهش وزن را تأييد نكرد. به طور خلاصه، كشتي‌گيري كه وزن خود را مي‌كاهد نمي‌تواند پس از يك فعاليت پرتوان در زمان كوتاه، به طور كامل به حالت اوليه برگردد و عملكرد بدني بعدي يا اجراي تداومي وي شايد افت كند.

عناصر تغذيه‌اي نيز داراي ارتباط زيادي با استقامت كشتي‌گير، بدون توجه به سبك راهبردي وي مي‌باشند. كشتي‌گيران براي نيل به وزن كمتر و رقابت در دسته وزني پايين‌تر، از طريق تغيير الگوهاي تمريني(افزايش حجم تمرينات) و برنامه غذايي(كاهش جذب انرژي و مايعات) عمل مي‌كنند. در نتيجه، تداركات غذايي بدن آن‌ها احتمالاً دچار اختلال شده و ظرفيت استقامتي آن‌ها تا حد زيادي تحت تأثير قرار خواهد گرفت. در مسابقات بين‌المللي حدود 20 ساعت بين وزن‌كشي و مسابقه فاصله وجود دارد كه فرصت خوبي براي بازيافت به كشتي‌گير مي‌دهد. يك پيشنهاد براي به حداكثر رساندن قدرت دوباره‌سازي گليكوژن عضلات، مصرف حدود 50 گرم كربوهيدرات(براي نمونه 5/2 سيب متوسط يا 5/2 فنجان بلغور جو دوسر) كه در طول مدت 20 ساعت هر دو ساعت تكرار شود. براي پيشگيري از نزول عملكرد عضلاني، بايد حداقل 5/4 گرم كربوهيدرات بازاي هر كيلو‌گرم وزن بدن در روز تمرينات مصرف شود. مصرف مايعاتي كه وزن بدن را به سطح عادي باز‌مي‌گردانند و مايعاتي كه محتوي سديم هستند براي دوباره‌سازي آب پلاسما و آب كل بدن، توصيه مي‌شود. مايعاتي كه محتوي كربوهيدرات هستند براي كمك به بازيافت از كم‌آبي و نيز جبران كاهش ذخاير گليكوژن ايده‌آل هستند. در يك مطالعه پژوهشي، منافع حاصل از اين‌گونه كربوهيدرات در عملكرد، تنها پس از 5 ساعت بازيافت خود را نشان داد. اثر دستكاري‌هاي غذايي درازمدت روي افزايش سطح گليكوژن عضلات، بويژه با در نظر‌گرفتن نوع تار عضلاني كشتي‌گيران، هنوز بايد مورد بررسي و كنكاش قرار گيرد.

مهارت‌هاي تكنيكي

در رابطه با تأثير عوامل بيومكانيكي روي كارايي كشتي اطلاعات اندكي وجود دارد. اكثر مربيان و كشتي‌گيران با‌تجربه توافق دارند كه بدون در‌نظر گرفتن ظرفيت‌هاي فيزيولوژيك، توانايي اجراي مهارت‌هاي تكنيكي، اصلي‌ترين عامل تعيين‌كننده موفقيت روي تشك مي‌باشد. بيشترين وقت تمرينات در شرايط تحت نظر، بويژه در بخش اوايل فصل، صرف ياد‌گيري تكنيك‌هاي جديد، مرور فن، اصلاح مهارت‌هاي قبلي و كشتي‌گرفتن با 100% تلاش در مقابل حريف تمريني مي‌شود. اغلب كشتي‌گيران برتر، به عنوان ورزشكاران بسيار قوي توسط حريفان يا رقباي تمريني‌شان توصيف مي‌شوند؛ حال آنكه اختلاف قدرت، هنوز در متون پژوهشي به عنوان مرز بين كشتي‌گيران موفق و نا‌موفق بر‌جسته نيست. اين مشكل از آنجا ناشي مي‌شود كه هنگام اندازه‌گيري قدرت در آزمايشگاه، روش‌شناسي‌هاي آزمايشگاهي عنصر مهارت تكنيكي كشتي‌گير را در نظر نمي‌گيرند. احتمالاً موفق‌ترين كشتي‌گيران اقتصاد حركت را به خدمت مي‌گيرند كه به آن‌ها امكان مي‌دهد با كمترين صرف انرژي، مطلوب‌ترين نيرو، توان يا گشتاور را براي غلبه بر حريف اعمال نمايند.   

       متأسفانه در كشور‌هاي غربي و اقمار‌شان تحقيقات كمي در رابطه با جنبه‌هاي تكنيكي اجراي فنون كشتي انجام شده است در حالي‌كه در كشور‌هاي كمونيستي سابق، تحقيقات كاربردي نقش محوري داشت؛ البته نتايج چنين تحقيقاتي به دليل ماهيت محرمانه و تمايل به حفظ اطلاعات در درون برنامه‌هايشان به ندرت منتشر مي‌شد. در يك مطاله پژوهشي، براي در نظر گرفتن مهارتهاي فني و نيز زمان واكنش، مجموعه آزمون‌هاي اختصاصي براي كشتي‌گيران ساخته شد. از آنجايي كه تعداد نمونه‌ها كم بود(8 نفر) و چون همه كشتي‌گيران زبده بودند، امكان برقراری رابطه همبستگي بين سرعت تكنيكي و موفقيت روي تشك، تضعيف مي‌گردد. متـأسفانه ساير محققين علوم ورزشي از پروتكل آزمون استفاده نكردند. اخيراً گروهي از محققين آزمون اختصاصي عملكرد را براي كشتي‌گيران تهيه كردند. مجموعه آزمون‌هاي اين‌گونه، مي‌تواند طريق نويد‌‌بخشي براي ترسيم نيمرخ كشتي‌گيران قهرمان و نظارت بر تمرينات تكنيكي در پژوهش‌هاي آتي باشد، ولي اين آزمون‌هاي نو‌ظهور بايد با اندازه‌هاي عيني گشتاور، توليد‌ نيرو، يا توان مرتبط باشند تا ارزشيابي   بتواند واقعاً براي مطالعه ارتباط بين اجراي تكنيكي و شانس موفقيت، مفيد باشد.                                                                     

      يك نكته ديگر نيز بايد درباره يكپارچه‌ سازي برنامه‌هاي تمريني جهت مطلوب‌ سازي ظرفيت‌هاي فيزيولوژيك با توسعه مهارت‌هاي فني، مد‌نظر قرار گيرد. غالباً مربي نيمرخ فيزيولوژيك  ايده‌آل كشتي‌گيرش را در ذهن خود پرورش مي‌دهد و براي تربيت كشتي‌گيرش جهت تطبيق با آن نيمرخ حركت مي‌كند. البته به دليل آن‌كه استعداد ارثي افراد عضو يك تيم بسيار متنوع است، بنابر‌اين تطبيق مهارت‌هاي فني و راهبرد‌هاي تشك كشتي كه نقاط قوت فيزيولوژيك هر فرد را به اوج مي‌رساند بهتر خواهد بود. هدف از اين رويه آن است كه به كشتي‌گيران فرصت دهد تا نقاط قوت فيزيولوژيك خود را بر روي تشك مورد تأكيد و تقويت قرار دهند و بروز نقاط ضعف فيزيولوژيك خود را در خلال مسابقه به حداقل كاهش دهند.

تمرينات كشتي‌گير

فصل مسابقات

برنامه‌هاي تمريني براساس دوره و طول فصل مسابقات طراحي شده و بستگي به سطح مسابقات دارند. براي مثال مسابقات بين‌المللي تقريباً در تمام طول سال انجام مي‌شوند. كشتي‌گيران زبده و مربيان، مسابقات را با توجه به فاصله زماني شناسايي مي‌كنند(المپيك هر چهار سال يك بار، بازي‌هاي جهاني هرساله بجز در سال‌هاي برگزاري المپيك، بازي‌هاي آسيايي و جام ملت‌ها) و براساس آن برنامه تمرينات خود را تهيه مي‌كنند. در اين سطح هيچ محدوديتي براي مقدار تمرينات يا نظارت مربي وجود ندارد. در سطح نوجوانان، جوانان و دانشگاهي، از نظر طول فصل و مقدار تمرينات تحت نظر مربي، محدوديت‌هاي بيشتري وجود دارد. در سطح نوجوانان و جوانان معمولاً فصل‌هاي تمريني 4 ماه طول مي‌كشند. برنامه‌هاي تمريني براساس فصل‌ها و برنامه مسابقات، براي تأمين چهار هدف زير طراحي مي‌شوند:

1.      به اوج رساندن آمادگي- قدرت، توان و استقامت عضلاني- ويژه كشتي؛

  1. مطلوب‌سازي اجراي مهارت فني، اصلاح و احتمالاً گسترش مخزن فنون(حركات) كشتي‌گير؛
  2. پرورش خصوصيات رقابتي و استحكام ذهني؛
  3. تطابق راهبردها و ظرفيت‌هاي فيزيولوژيك با اهداف مورد نظر(برنده‌شدن در مسابقات و تورنمنت‌ها يا شكست حريفان خاص)؛

برخي از مطالعات پژوهشي، كشتي‌گيران را قبل و در پايان فصل مسابقات از نظر عملكرد بدني و آمادگي، ارزيابي كرده‌اند، اما تفسير آثار تمرينات با استفاده از اين توصيفات مشكل است زيرا مطالعات ياد‌شده در اثر كاهش وزن، محدوديت‌هاي غذايي و عدم احتساب نوع تمريناتي كه كشتي‌گيران متحمل شده‌اند مغشوش مي‌باشند. اهميت احتساب تمرينات، با الهام از يك مطالعه كه در آن اندازه‌هاي اوج گشتاور كشتي‌گيراني كه در خلال فصل بر وزن خود افزودند، كاهش يافت، مورد تأكيد قرار گرفت.

 تمرينات اختصاصي كشتي

كاملاً واضح و روشن است كه اختصاصي‌ترين و بهترين شيوه تمرين كردن براي اين ورزش، همان كشتي گرفتن است. اكثر مربيان از شيوه نظام‌مند بجاي روش تصادفي به جان هم انداختن دو هم تيمي استفاده مي‌كنند. در ابتداي فصل، ورزشكاران، استقامت لازم را براي كشتي‌گرفتن با 100% تلاش در يك مدت معين كه سازش‌هاي تمريني را تحريك كند، ندارند. اين حقيقت بخصوص در مورد كشتي‌گيران مبتدي و كساني كه پس از يك وقفه طولاني به تمرينات باز گشته‌اند صدق مي‌كند. از اين رو، مربي بايد با تمرينات بنيادي و اصولي شروع كند تا از اين طريق يك پايه مناسب از نظر حداقل آمادگي و نيز هماهنگي و كسب مهارت را فراهم نمايد. در يك دوره چند روزه، مربي اجازه مي‌دهد تا كشتي‌گيران در دوره‌هاي زماني كوتاه با هم كشتي بگيرند. هم‌چنين مربي مي‌تواند مسابقات كشتي در زمان‌هاي كوتاه را طراحي كند، براي مثال، اجراي مسابقه كشتي در سه زمان يك دقيقه‌اي مي‌تواند برنامه‌ريزي شود. پس از چند هفته مربي مي‌تواند در جلسات تمريني، مسابقه كامل را شبيه به مسابقه واقعي آغاز كند. اين برنامه تمرينات اختصاصي بيشتري را فراهم كرده و چهار هدف ياد شده در بالا را تأمين مي‌نمايد. مسابقات تمريني، نه تنها شرايط واقعي مسابقه را پيش روي كشتي‌گيران قرار مي‌دهد بلكه كشتي‌گيران را براي چالش‌هاي مسابقه، يا قرعه استراحت كه براي تعيين نفرات مسابقه دهنده انجام مي‌شود آماده مي‌كند.

پس از انتخاب نفرات تيم و انجام مسابقات تمريني كشتي‌گرفتن، به حداكثر رساندن آمادگي محيطي و مركزي كشتي‌ گير، محور برنامه‌هاي مربي قرار مي‌گيرد. براي نيل اين هدف، از تمرينات اينتروال غالباً استفاده مي‌شود كه چندين شكل مختلف مي‌تواند داشته باشد.

در شيوه نخست، سه كشتي‌گير با هم در يك گروه تمرين مي‌كنند. كشتي‌گير A و B  كشتي مي‌گيرند حال آنكه كشتي‌گير C استراحت مي‌كند. پس از آنكه يك فاصله زماني براي استراحت در نظر گرفته مي‌شود، كشتي‌گير A و C به رقابت مي‌پردازند و پس از استراحت مشخص كشتي‌گير B و C مبارزه مي‌كنند. در اين شيوه كشتي‌گير خسته مجبور مي‌باشد با حريف تازه نفس‌تر كشتي بگيرد. در حالت ديگر چهار كشتي‌‌گير در يك گروه جاي مي‌گيرند. كشتي‌گير A به ترتيب با كشتي‌گيران B و C و D در فواصل منظم پشت سر هم كشتي مي‌گيرد. سپس كشتي‌گير A استراحت مي‌كند و كشتي‌گير B با حريفان C و D و در نهايتاً A در فواصل زماني مناسب كشتي مي‌گيرد. نقطه ضعف اين شيوه آن است كه نسبت كار به استراحت ثابت است؛ دوره استراحت نمي‌تواند نسبت به مدت كشتي گرفتن طولاني‌تر يا كوتاه‌تر شود.

فواصل زماني

در اين روش، مربي مسئول تنظيم فواصل زماني است. در پايان هر فاصله زماني، كشتي‌گير با هم‌ تيمي جديدي براي نوبت بعدي، گروه‌بندي مي‌شود. براي اجتناب از چالش‌هاي بزرگتر براي كشتي‌گير، گروه‌بندي و گزينش حريف تمريني، با هم‌تيمي انجام مي‌شود كه در دسته وزني بعدي كشتي مي‌گيرد. كشتي‌گير 55 كيلويي با حريف 60 كيلويي كشتي مي‌گيرد. در نوبت بعد كشتي‌گير 55 كيلويي با كشتي‌گير 50 كيلويي مبارزه مي‌كند، و كشتي‌گير60 كيلو با حريف 66 كيلو رقابت مي‌كند. اين شيوه فرصت مربي را براي مشاهده ورزشكاران‌اش محدود مي‌كند، اما به  او امكان مي‌دهد نسبت كار به استراحت را دستكاري كند.

فواصل زماني همراه با زمان بازيافت كه بطور پيشرونده كاهش مي‌يابد

اين روش اغلب براي تمرين كشتي‌گير در فصل مسابقات براي تأكيد بر آمادگي كشتي‌گيران جهت مسابقات اصلي استفاده مي‌شود. كشتي‌گير درجه اول روي تشك گارد مي‌گيرد. هم‌تيمي درجه دوم براي مبارزه نوبت اول بر‌مي‌خيزد. در پايان اين نوبت كار، كشتي‌گير درجه اول استراحت مي‌كند؛ براي مثال به مدت 1 دقيقه. پس از استراحت، هم‌تيمي ديگري كه درجه 2 يا 3 باشد براي مبارزه با حريف درجه يك برمي‌خيزد. اين برنامه تا 20 فاصله زماني مي‌تواند تكرار شود. اين برنامه را مي‌توان در جلسات يك روز در ميان اجرا كرد؛ از آنجايي كه مسابقات ليگ معمولاً روزهاي پاياني هفته اجرا مي‌شوند بنابراين در هفته فقط دو جلسه را مي‌توان به اين تمرين اختصاص داد. هفته بعد مي‌توان باز هم اين برنامه را تكرار كرد مشروط به اينكه فواصل استراحت به 50 ثانيه كاهش يابد. هر هفته دوره بازيافت بين نوبت‌هاي كار كم مي‌شود تا جايي كه پس از 6 هفته فقط زمان كافي براي يافتن حريف جديد قبل از شروع نوبت كار صرف استراحت مي‌گردد. اين راهبرد براي آماده‌سازي اختصاصي هر رشته ورزشي بسيار مؤثر است و ثابت شده است كه بويژه هنگام محدود‌بودن وقت و زمان موجود براي جلسات تمرين كشتي، كارايي دارد.

در نگاهي گذشته‌‌نگر به نتايج اين برنامه، به نظر مي‌رسد افزايش مدت استراحت بين فواصل كشتي، شايد مناسب‌تر باشد. تحقيقات انجام‌شده روي ورزش شنا، كه از نظر بكارگيري بالاتنه و آماده‌سازي كل بدن چندان با كشتي‌گرفتن تفاوت ندارد، نشان داد كه افزايش طول دوره استراحت به ورزشكار اجازه بازيافت بهتر داد و در خلال نوبت كاري بعد او بيشتر تحت فشار كار مي‌كند. اين روش، دستگاه‌هاي انرژي بي‌هوازي را براي مطلوب‌سازي بالقوه سازش‌هاي تمريني بيشتر تحت فشار قرار مي‌دهد. در مقابل، فواصل استراحت كوتاه‌تر، موجب مي‌شود ورزشكار با آهنگ خودش كار كند و بيشتر بر متابوليسم هوازي تكيه نمايد. هدف ما بجاي آنكه كار با آهنگ ورزشكار باشد، حركت تدريجي به طرف كار با حداكثر فشار جهت به اوج‌رساندن آمادگي كشتي‌گير مي‌باشد.

تمرينات مكمل

تمرينات مكمل در خلال فصل مسابقه شامل تمرينات اختصاصي مقاومتي، حركات مشابه با حركات كشتي با يك هم‌تيمي هم‌وزن(يا مرور فن) و دويدن، دوچرخه‌سواري و طناب‌بازي براي توسعه استقامت و كاهش وزن بدن(هزينه‌كردن انرژي و توليد عرق) مي‌باشد. هدف از چنين تمريناتي فراهم‌كردن محرك اضافه بار براي سازش‌هاي تمريني و همچنين ايجاد تنوع در تمرينات، به عنوان بخشي از زمان‌بندي تمرينات مي‌باشد. از آنجايي‌كه كشتي‌گيران به حفظ وزن بدنشان توجه نشان مي‌دهند، تمرينات مكمل در فصل مسابقات محدود به حركاتي است كه استقامت عضلاني را افزايش مي‌دهد. تمرينات سنگين مقاومتي كه مي‌توانند جرم عضلات را زياد كنند، معمولاً در فصل مسابقات بايد حذف شوند.

تمرينات مكمل در برنامه پيش فصل و دوره پس از فصل مسابقات بايد پيش‌بيني شود. در اكثر موارد تمرينات در خلال خارج از فصل مسابقات شامل تمرينات مقاومتي براي افزايش قدرت، توان و احتمالاً جرم عضلاني مي‌باشد. از گذشته، تمرينات مقاومتي در خلال فصل مسابقه به خاطر ترس از افزايش وزن و نيز محدوديت زمان تمرين در برنامه فشرده مسابقات، كمتر مورد توجه بوده است. اگر چه به كشتي‌گيران توصيه‌هايي در رابطه با تمرين براي پشرفت قدرت در خلال خارج فصل شده است اما در رابطه با تعيين برنامه‌هاي بهينه‌سازي افزايش قدرت، تحقيقات نظام‌دار كمتري شده است.

تمرينات پس از فصل بايد در جهت به حداقل رساندن افزايش در چربي بدن كه اغلب در كشتي‌گيران در دوره پس از مسابقات مشاهده مي‌شود برنامه‌ريزي گردد. شايد تمرينات پس از فصل تبديل به يك دوره جذب چربي شود كه طي آن كشتي‌گيران يك برنامه غذايي عادي را در پيش مي‌گيرند ولي در مقايسه با غذاي فصل مسابقات آنها، در اصل يك غذاي پركالري بشمار مي‌آيد. به اين دليل، تمرينات هوازي يا استقامتي براي كاهش جذب چربي بخصوص در بالاتنه، بايد طراحي و اجرا شوند.

زمان‌بندي تمرينات

زمان‌بندي مي‌تواند به ورزشكار كمك كند تا در خلال فصول مسابقات بر هر جنبه‌اي كه اهميت بيشتري مي‌يابد تمركز بيشتري داشته باشد(براي مثال، شروع فصل با يك پايه هوازي خوب و قدرت كافي براي پيشگيري از آسيب‌ديدگي؛ توسعه ظرفيت بي‌هوازي و استقامت عضلاني در ميانه فصل؛ و نهايتاً توسعه سرعت و اصلاح فنون به همراه حفظ استقامت در پايان يا اوج فصل). كشتي‌گيران به دليل برنامه تمرينات سنگين و ضروري، مسابقات پي‌در‌پي در طول فصل؛ فقدان زمان كافي براي استراحت يا قطع تمرينات به دليل محدوديت‌هاي سخت جهت حفظ وزن بدن؛ و محدوديت‌هاي غذايي كه خودشان براي خود وضع مي‌كنند و ممكن است وضعيت غذايي آنها را مختل نمايد، مستعد پرتمريني هستند. زمان‌بندي شامل تنوع جلسات تمريني، ميزان كاهش تمرينات، و تعداد دقيق اما محدود اوج ‌رسيدن در خلال فصل مي‌باشد. در اين طريق، يك برنامه تمريني كه زمان‌بندي و به اوج رسيدن را به خدمت مي‌گيرد، خطر پرتمريني را برطرف يا حداقل كاهش مي‌دهد.         



1. از آنزيم‌هاي كليدي چرخه كربس.

2. از آنزيم‌هاي مهم مسير گليكوليز بي‌هوازي كه فروكتوز 6 فسفات را به فروكتوز 1 و 6 دي‌فسفات تبديل مي‌كند.